X
تبلیغات
ضرب المثل ها وداستانهای آن
برترین ها:

• انسان موفق کسی است که در انتها پیروز شود نه در ابتدا.

• ایمان داشتن در زندگی به این معنا نیست که کَشتی شما با طوفان مواجه نخواهد شد، بلکه به این معنا است که کَشتی شما هیچگاه غرق نخواهد شد.

• هرگز افسوس پیر شدن را نخورید چرا که افرادی بسیاری از این امتیاز محروم مانده اند!

• زیبایی به معنای صورت زیبا داشتن نیست، بلکه به معنای داشتن ذهن، قلب و روح زیبا است.

• ارزشمند ترین ثروتی یک مرد می تواند در این دنیا مالک آن باشد، قلب یک زن است.

• کسی که در برابر خداوند زانو می زند، میتواند در برابر هر کسی ایستادگی کند.

• تازمانی که مشغول بازخوانی فصل پیشین زندگی خود هستید، نخواهید توانست فصل بعدی آنرا آغاز کنید.

• دوست داشتن به معنی عذر خواهی نیست، بلکه به معنای اجتناب از کارهایی است که شما را مجبور به عذر خواهی میکند.

• برای دو چیز نباید وقتتان را تلف کنید: مسائلی که برایتان اهمیت ندارند و کسانی که فکر می کنند شما اهمیتی ندارید.

• لبخند بزنید و بگذارید همه بدانند که امروز بسیار قوی تر از دیروزتان هستید!

• وقتی واقعاً کسی را دوست داشته باشید، سن، فاصله، قد و وزن فقط یک عدد خواهند بود.

• برای زندانی بودن لازم نیست شخصی پشت میله ها باشد، انسانها میتوانند زندانی و یا "برده" عقاید و اندیشه های خود باشند.

• شما در انتخاب آزادید... اما از پی آمد انتخابتان آزاد نیستید... عاقلانه انتخاب کنید...

• برخی افراد نمی توانند تحمل کنند که شما در حال پیشرفت در زندگیتان هستید و به همین خاطر برای عقب نماندن از شما، گذشته تان را پیش می کشند و موانعی در مسیرتان ایجاد می کنند. به آنها توجه نکنید و به راهتان رو به جلو ادامه دهید...

• اینکه در گذشته چه کسی بودید اهمیتی ندارد، اینکه تبدیل به چه کسی شده اید مهم است.

• گاهی اوقات به ما فقط چند دقیقه فرصت داده میشود تا با کسی که دوستش داریم دیدار کنیم، و سپس هزاران ساعت تا با فکر کردن به او سپری کنیم.

جمله های عالی از آدم های عادی (10)

• وقتی زندگی یک صد دلیل برای گریستن به شما نشان می دهد، به زندگی نشان دهید که یک هزار دلیل برای لبخند زدن وجود دارد!

• هرگز اجازه ندهید کسی الویت شما باشد درحالی که شما فقط یکی از انتخابهایش هستید!

• یگانه راه برای افزودن خوشبختی بر روی زمین آن است که تقسیمش کنیم .

• کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن وجود داشته باشد هرگز رهایتان نخواهند کرد، آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت.

• از همه آدم های بدی که در زندگیم بوده اند سپاسگزارم. آنها دقیقا به من نشان دادند که چه کسی نمی خواهم باشم.

• زبان هیچ استخوانی ندارد

اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند.

پس مراقب حرف هایتان باشید.

• شخصیت آدم ها را از طریق کردارشان توصیف کنید تا هرگز فریب گفتارشان را نخورید.

• وقتی کسی با شما مانند یک گزینه رفتار می کند، با خارج کردن خودتان از معادله به او کمک کنید تا انتخاب هایش را محدود کند. به همین سادگی است.

• صدایتان را بالا نبرید، قدرت استدلالتان را بهبود بخشید.

• آدم ها می خواهند بدانند که دوست داشته می شوند و قدرشان دانسته می شود. پس حتما به عزیزانتان بگویید که دوستشان دارید. شاید هرگز متوجه نشوید که چقدر نیاز به شنیدنش دارند.

• گریستن نشانه ضعف نیست. از زمان تولد، نشانه این بوده که شما زنده اید.

• آدم ها را به خاطر اینکه باعث نا امیدی شما می شوند سرزنش نکنید. خودتان را سرزنش کنید که بیش از حد از آن ها انتظار دارید.

• یادتان باشد، تا آنچه که در پشت سرتان است را رها نکرده باشید، نخواهید توانست به آنچه که در پیش رویتان است دست بیابید.

• چیزهای خوب به سراغ کسانی می روند که صبر می کنند. اما چیزهای بهتر به سراغ کسانی می روند که برایش تلاش می کنند.

+ نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 و ساعت 17:20 |
 

چگونه میتوانیم اراده خود را تقویت کنیم؟

امروز قصد دارم در مورد اراده صحبت کنم اما قبل از آن لازم است بدانیم چرا باید اراده خودراتقویت کنیم؟

خوشبختی چیست؟

بیایید ببینیم خوشبختی چیست ؟

خوشبختی در نظر هر فرد ممکن است متفاوت باشد اما تعریفی که مورد توافق اکثریت میباشد این استکه

خوشبختی یعنی احساس | رضایت داشتن از زندگی

شما چقدر در زندگیتان احساس رضایت میکنید؟

از آنچه که دارید راضی و خوشنود هستید یا احساس میکنید باید تغییراتی در این خصوص در وضع زندگیخود ایجاد نمایید

روانشناسان شخصیت انسان را بدینگونه تعریف میکنند که هر انسان علاوه برمن واقعی خود یعنیشخصیتی که در زندگی واقعی خود دارد یک شخصیت خیالی هم در ذهن دارد که من آرمانی او نامیدهمیشود به زبان ساده من آرمانی هرکس شخصیتی است که او دوست دارد به آن شکل در بیاید و در آنموقعیت قرار بگیرد.

مثلا ممکن است شخص در واقع یک زندگی پر از تنش داشته باشد اما در تخیل زندگی آرامی دارد

حال هرچقدر فاصله این دو شخصیت از هم کمتر باشد احساس رضایت در فرد بیشتر بوده و او خود راخوشبخت تر میداند و هر چقدر این فاصله بیشتر شود احساس نارضایتی و بدبختی در فرد بیشتر خواهدبود.

بنابراین برای رسیدن به احساس خوشبختی و رضایت از خود باید این فاصله را از هرچه میتوانیم کوتاهکنیم.

میدانیم که من آرمانی ما همان شخصیت خودمان است که به خواسته هایش رسیده است مثلا دانش اموزیکه آرزو دارد یک پزشک شود در واقع به حس رضایت خواهد رسید و خود را خوشبخت خواهد دید.

شما با من آرمانی خود چقدر فاصله دارید و چقدر احساس خوشبختی میکنید ؟؟؟

برای اینکه ببینید چقدر با من آرمانی خود فاصله دارید کافی است این سوالات را از خود بپرسید

تاکنون به چند درصد اهداف خوددر زندگی رسیده اید؟

به چند درصد اهدافی که در ذهن میپرورانید جامه عمل میپوشانید؟

چند درصد کارها را نیمه تمام میگذارید ؟

چند درصد در اجرای برنامه های خود به مشکل برمیخورید ؟

در چند درصد مواقع در بین راه انگیزه خود را از دست میدهید؟

در هنپام شروع چند درصد ازکارهای جدید دچار استرس میشوید ؟

چقدر کارهای معلق مانده و نیمه تمام در ذهن خود دارید که باید تمام کنید؟

چند بار در جریان کاری گیر کرده اید و هرچه تلاش میکنید به سرانجام نمیرسد و البته علت راهم نمیدانید ؟

در واقع این سوالات نشان میدهد که شما با من آرمانی خود چقدر فاصله دارید و خوب است بدانید

فاصله من واقعی هرکس را با من آرمانی او را معکوس اراده مینامیم

یعنی هرچه اراده شما قویتر باشد فاصله بین من واقعی و ومن آرمانی شما کوتاهتر است و برعکس. ودر واقع

+ نوشته شده توسط نرگس در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 و ساعت 21:2 |

۱۵ نکته کامپیوتری که اگر ندانید باعث خنده دیگران می شوید


افراد زیادی از خیلی از تعاریف و نکات ابتدایی کامپیوتر که برای اکثر مردم خصوصآ جوانان بسیار بدیهی و جا افتاده است بی اطلاع هستند. باور کنید از این وضع هم من بهتر از همه خبر دارم :)
گاهی که پست های ساده تر می نویسم با خودم فکر می کنم شاید این مطلب زیاد هم به درد کسی نخورد و با خودم می گویم باید مطالب را سنگین تر و تخصصی تر کنم. اما با نگاه عمیق تری که کردم متوجه شدم نه این خبر ها هم نیست…بهتره کمی هم از پنجره به بیرون نگاه کنیم و در را باز کنیم و چند تا رفیق جدید به جمع خودمان اضافه کنیم.

در ادامه به توضیح برخی از ابتدایی ترین نکاتی می پردازم که هر کاربر ساده کامپیوتر باید بداند. اگر از کاربران تازه کار کامپیوتر هستید دوستانه توصیه می کنم این مطلب را با دقت بخوانید.

1- اول آدرس ایمیل www نمی گذارند: اول آدرس ایمیل هرگز www نمی گذارند.

Email address doesnt have WWW

2- اینترنت اون علامت e آبی رنگ نیست: اون e آبی رنگ علامت برنامه Internet Explorer، محصول شرکت Microsoft است. خود اینترنت یک شبکه است که برنامه یا آیکون خاصی ندارد.

That blue E icon is Internet Explorer not the internet!

Internet Explorer به شما کمک می کند از این شبکه برای دیدن سایت های مختلف استفاده کنید. درست مثل اینکه می توانید برنامه کانال های تلویزیون را با یک تلویزیون Panasonic یا با یک تلویزیون Sony یا با هر مارک دیگری ببینید…

برنامه های دیگری هم وجود دارند که کار آن e آبی را می کنند و حتی خیلی بهتر! مثل Safari، Chrome، Opera یا Firefox که می توانید از آنها استفاده کنید.

3- چت همان یاهو مسنجر نیست: چت کردن لازم نیست حتمآ با برنامه یاهو مسنجر انجام شود. یاهو یکی از شرکت هایی است که سرویس چت اینترنتی را ارائه می کند. با ICQ، MSN Messenger یا Gtalk و… هم می توانید چت کنید (با سایر کاربران همان سرویس).

Popular chat softwares icons

4- هر کامپیوتری الزامآ ویندوز نیست: این خیلی مهمه! ببینید یک کامپیوتر را خاموش فرض کنید! اصلآ به آن چه روی صفحه مانیتورش دیده می شود فکر نکنید. این به خودی خودش یک کامپیوتر است. حالا باید یک برنامه روی این کامپیوتر نصب بشه که این کامپیوتر بتونه روشن بشه و ما ازش استفاده کنیم. به این برنامه ها می گوییم «سیستم عامل» یا «Operating System» یا OS.

Windows Vista Ubuntu MAC OS X Box

یکی از معروف ترین این برنامه ها «ویندوز» نام داره که نسخه های مختلفی هم داره که می دونم همگی با آنها آشنا هستید. مثل ویندوز 98 یا ویندوز xp یا ویستا. ویندوز محصول شرکت Microsoft است.

حالا نکته اینجا است، هیچ اجباری به استفاده از ویندوز نیست و ویندوز تنها انتخاب موجود نیست. بلکه این تصور غلط به خاطر سلطه مایکروسافت بر روی بازار به وجود آمده. در اصل شرکت های مختلف و مشابهی وجود دارند که در این صنعت با مایکروسافت در رقابت هستند و خودشان «سیستم عامل» تولید می کنند.

به عنوان مثال، شرکت Apple سیستم عامل Mac را دارد. یا مثلآ سیستم عامل Ubuntu مال شرکت Canonical است.

5- هر کامپیوتری الزامآ پنتیوم نیست: pentium فقط اسم مدل یکی از پردازنده (CPU) های شرکت اینتل است! فکر می کنم واضحه، مثلآ من اگر از CPU یک شرکت دیگه مثل AMD استفاده کنم دیگه «کامپیوترت پنتیوم چنده؟» مفهومی نداره. در ضمن مدل های pentium هم الان تقریبآ منسوخ شده و قدیمی به حساب می آیند.

Intel Penitum CPU

6- فایروال همان آنتی ویروس نیست: هر دو امنیت کامپیوتر را تامین می کنند اما با یکدیگر فرق دارند. توضیح تخصصی این تفاوت از حوصله این مطلب (و احتمالآ شما) خارج است. بگذارید این طور بگویم، فایروال یا دیواره آتش مثل یک گارد هست که شما بگذارید دم در خانه تا از ورود افراد خطرناک جلوگیری کند. آنتی ویروس مثل یک محافظ شخصی است که اگر کسی یه جوری گارد را دست به سر کرد یا یواشکی از دودکش شومینه اومد توی خونه او را دستگیر کنه.

7- تفاوت فایل، فولدر و درایو: اصلآ به کامپیوتر فکر نکنید، درایو مثل طبقه ای است که شما پوشه های مختلف از اسناد تان را نگهدای می کنید. فولدر همان پوشه هایی است که اسناد در آنها وجود دارند. هر سند موجود در پوشه مثل یک فایل هست. در نتیجه من اگر از شما بپرسم فلان سند کجاست؟ شما می گویید: «در طبقه دوم، پوشه سبز رنگ، کاغذ آخر.»

حالا اگر بپرسم «اون تحقیق شیمی که دانلود کردی کجاست؟» چه می گویید؟ «درایو C، فولدر Shimi، فایل shimi.pdf»

یا مدل کامپیوتری تر:    C:\Shimi\shimi. pdf

این طور بخوانید، «سی دو نقطه بک اسلش شیمی بک اسلش شیمی دات پی دی اف».

حالا چطوری فرق اینا را هم به خاطر بسپاریم؟ یکی اینکه درایو ها تعداد شان زیاد نیست. عمومآ همین C و D و E و اینها هستند…

Hard Drives

فولدر ها یا پوشه ها هم که اصلآ از آیکون شان مشخص است.

Some Folders

فایل ها هم می توانید این جوری بشناسید. هر آیتمی که وقتی رویش کلیک می کنید دیگه جلوتر نمی توانید بروید یک فایل است. به عنوان مثال وقتی روی یک فولدر کلیک می کنید وارد آن می شوید، دوباره می توانید چیزی انتخاب کنید… در نتیجه این یک فایل نیست.

Some Files

اما اگر روی یک عکس کلیک کنید آن عکس خودش باز می شود، دیگر داخل آن عکس پوشه های دیگر یا فایل های دیگر وجود ندارد. در نتیجه یک عکس یک فایل است.

به عبارتی هر آیتمی که یک پسوند داشته باشد، مثلآ txt. یا jpg. و… یک فایل است.

8- پسوند فایل ها مهم است: اول از همه، اصلآ پسوند چیه؟ پسوند اون سه حرف آخر اسم هر فایل است (اگر ویندوز شما پسوند ها را نشان نمی دهد مثل این راهنما عمل کنید).

پسوند به ویندوز و شما می گوید که این چه نوع فایلی است. به عنوان مثال یک فایل متنی که فقط حاوی نوشته است پسوندش txt. است.

عکس های واقعی مثل آنها که با دوربین عکاسی می گیرید عمومآ دارای پسوند jpg هستند.

JPG Extension

عکس های کارتونی و کامپیوتری و غیر واقعی هم عمومآ gif یا png هستند.

فایل های فشرده شده عمومآ دارای پسوند zip یا rar هستند که آنها را باید با برنامه های مخصوص مثل Winzip یا WinRAR باز کنید.

ZIP Extension

فایل های اجرایی مثل فایل های برنامه های یا فایل های Setup بازی ها و… هم عمومآ دارای پسوند exe. هستند.

آهنگ ها هم که مطمئنم خودتان می دانید، عمومآ mp3 یا wav هستند.

پسوند فایل ها اطلاعات زیادی به ما می دهند. مثلآ اگر کسی یک فایل به شما داد که پسوند آن exe. بود و گفت این عکس خودم است. دارد دروغ می گوید! احتمالآ به جای عکس یک برنامه مخرب مثل یک ویروس است.

9- تفاوت وبلاگ و وب سایت: «وبلاگ» از جمله چیز هایی است که تعریف دقیقش یکم سخته. یک باور اشتباه اینه که یک وب سایت یک آدرس مستقل دارد، مثلآ www.microsoft. com یک سایت است اما microsoft.persianbl og.ir یک وبلاگ است. این تعریف اشتباه است.

وبلاگ جایی است که – عمومآ – یک نفر یادداشت هایی می نویسد. این یادداشت ها می توانید شخصی، تخصصی یا عمومی باشد. وبلاگ ها بر پایه یکی از برنامه های مدیریت محتوا نظیر وردپرس یا مووبل تایپ هستند. همچنین می توانند روی سرویس دهنده های وبلاگ آنلاین باشند، مثل Blogspot یا Persianblog و… که در این صورت آدرس آنها به شکل EsmeWeblog.Persianb log.ir و… درمیاید. اما می توانند آدرس شخصی هم داشته باشند. مثل Zangoole.com که یک وبلاگ است.

اکثر وبلاگ ها شامل بخش نظرات هم هستند که خوانندگان از این طریق با نویسنده در ارتباط هستند و نظر خودشان را به اطلاع نویسنده می رسانند. هم وبلاگ و هم وب سایت می تواند متعلق به یک نفر، چند نفر یا یک شرکت هم باشد در نتیجه مالکیت یا مخاطب یک نشانه برای تمیز دادن وبلاگ از وب سایت نیست.

اما عمومآ وبلاگ متعلق به یک نفر است و شما با ورود به آن می دانید که در حال خواندن نوشته چه کسی هستید. وبلاگ ها عمومآ غیر رسمی تر از وب سایت ها هم هستند.

یک تفاوت دیگر هم این است که وب سایت ها عمومآ سرویس یا محصول خاصی دارند اما وبلاگ ها – حداقل مستقیمآ – سرویسی ارائه نمی کنند و فقط حاوی نوشته های نویسنده هستند.

10- دومین، دامین یا دامنه: ببینید خودتان را درگیر نکنید، خیلی ساده است. اسم هر سایت (آدرسی که تایپ می کنید که واردش شوید) دامنه آن سایت است. مثلآ دامنه یاهو yahoo.com است. برای داشتن این نام ها باید نام مورد نظر آزاد باشد و مبلغی را سالیانه پرداخت کنید تا به نام شما ثبت شود.

How to identify the domain

توجه کنید که مثلآ در مثال یاهو، کل عبارت “Yahoo.com” دامنه است، نه فقط “Yahoo” در نتیجه “Yahoo.net” هم یک دامنه جدا است که می تواند متعلق به فرد دیگری باشد، همچنین “Yahoo.org” و… اما خوب شرکت های بزرگ تمام دامنه های اسم شرکت شان را به نام خودشان ثبت می کنند.

11- هاست یا هاستینگ: هاست، هاستینگ یا Host یعنی فضایی که فایل های یک سایت اینترنتی روی آن قرار می گیرد. هر چیزی که شما روی یک سایت می خوانید باید روی یک کامپیوتر واقعی در یک جایی از دنیا وجود داشته باشد. همین مطلب که الان شما دارید می خوانید روی سرور زنگوله در تگزاس آمریکا است.

این فضا ها هم توسط شرکت ها فروخته می شود. در نتیجه اگر می بینید می گویند «هاست 100 مگابایتی» یعنی به شما 100 مگابایت فضا می دهند که فایل های سایت تان را در آن نگهداری کنید.

12- پروکسی همان فیلتر شکن نیست: پروکسی (proxy) همان فیلتر شکن نیست و هیچ ربطی هم به فیلتر شکن ندارد. به کامپیوتر اصلآ فکر نکنید، پروکسی می دانید مثل چیست؟ مثل اینکه من زنگ بزنم به شما بگم «اگر می تونی سر راه برو فلان کتاب فروشی ببین این کتاب را داره؟» شما می روید و از همانجا به من زنگ می زنید، می گویید «آره مثلآ فلان کتاب هست جلدش این رنگیه قیمتشم اینه…». این یعنی پروکسی.

وقتی شما IP و Port پروکسی را در برنامه ای وارد می کنید یا از فیلتر شکن استفاده می کنید کامپیوتر شما به یک کامپیوتر دیگه در جایی از دنیا وصل میشه و اون کامپیوتر میره اون آدرسی که شما می خواهید را باز می کنه و به شما نشان میده. حالا اگر پروکسی شما در یک کشور خارجی باشه می تونه جاهایی بره که شما نمی تونید برید! خیلی واضحه نه؟

در مطالب بعدی توضیحات کامل تری در این زمینه خواهم داد.

13- وی پی ان (vpn) همان فیلتر شکن نیست: نمی خواهم به ساختار vpn و… بپردازم. بلکه می خواهم بر عکس خیلی ها ساده برای تان توضیح بدهم که خوب متوجه بشید. vpn یک نوعی از شبکه است که اطلاعاتی که در آن رد و بدل می شود به خاطر فرایند رمزنگاری قابل دیده شدن نیست.

مثل چی؟ این سناریو را تجسم کنید، من و دوستم و شما با هم در یک اتاق هستیم. من و دوستم هر دو علاوه بر فارسی به زبان چینی هم مسلط هستیم اما شما یک کلمه هم چینی بلد نیستید. حالا شما به من به فارسی می گویید «تو حق نداری راجع به آن موضوع با دوستت صحبت کنی!». حالا اگر من شروع کنم به چینی با دوستم حرف بزنم چی؟ شما نمی توانید بفهمید من دارم راجع به چی حرف می زنم.

اینکه vpn به عنوان یک فیلتر شکن استفاده می شود هم موردی مشابه است. «آن موضوع» همان سایت مسدود شده است و «زبان چینی» هم همان رمزنگاری شبکه vpn.

14- RAM بیشتر همیشه بهتر نیست: رم و حافظه بیشتر همیشه الزامآ بهتر نیست. یعنی کلآ این عدد ها هر چقدر بزرگتر می شوند الزامی نیست که بهتر شوند. چرا؟ به دلایل مختلف، مهم ترینش اینکه خیلی اوقات کامپیوتر شما توان استفاده از آن مقدار عظیم RAM را اصلآ ندارد… به عنوان مثال، اکثر افراد از ویندوز های 32 بیت استفاده می کنند که توان استفاده بیشتر از 4 گیگ رم را ندارند یعنی اگر شما 8 گیگ رم هم داشته باشید هیچ فرقی نخواهید دید… پس اگر از نحوه کار یک دستگاه آگاه نیستید حواستان جمع باشد که پول تان را بی خود هدر ندهید. برای استفاده بیشتر از 4 گیگ رم باید از سیستم عامل های 64 بیت استفاده کنید. مثلآ Windows Vista x64 Ultimate.

15- قوی بودن یکی از اجزای کامپیوتر ضعیف بودن جزئی دیگر را جبران نمی کند: این هم از جمله اشتباهاتی است که از خیلی ها تا به حال شنیده ام. هر عضو کامپیوتر وظیفه منحصر به فرد خودش را دارد و قوی بودن یک جز، مثلآ RAM ضعیف بودن CPU را جبران نمی کند. مثلآ شنیده ام که می گویند «این بازی 2 گیگ رم می خواد ولی اگر CPU ات قویه با 1 گیگ هم جواب میده…» که کاملآ اشتباه است.

امیدوارم از این مطلب استفاده برده باشید :
+ نوشته شده توسط نرگس در دوشنبه هشتم خرداد 1391 و ساعت 12:41 |
اعتماد به نفستان پایین است؟ این تکنیک عالی را امتحان کنید


اعتماد به نفستان پایین است؟ این تکنیک عالی را امتحان کنید

امروز می خواهیم یک نکته بسیار ساده درمورد اعتماد به نفس برایتان عنوان کنیم که نه تنها روی اعتماد به نفس درونی شما تاثیر می گذارد، بلکه باعث می شود بقیه هم شما را فردی با اعتماد به نفس بیشتر ببینند. این تغییر کوچک در رفتارتان اگر بطور مداوم مورد استفاده قرار گیرد، تاثیر شگرفی روی زندگیتان خواهد گذاشت، گرچه ساده ترین نکته ای است که بتوانید تصور کنید:

چانه تان را بالا بگیرید.

حالا برای لحظه ای از جلوی آینه کنار بروید و ژستتان را طوری تنظیم کنید که چانه تان خیلی بالاتر از حد نرمال قرار گیرد. درواقع، چانه تان را آنقدر بالا بگیرید که باعث شود کمی ژستتان ناشیانه به نظر برسد (بعداً برایتان توضیح می دهم که چرا چنین حسی دارید). حالا بروید و جلوی آینه بایستید و خودتان را با این ژست جدید برانداز کنید.

ببینید که چقدر آن کسی که در آینه می بینید با اعتماد به نفس به نظر می رسد. مطمئناً این ژست با ژست قبلیتان تفاوت زیادی دارد، درست است؟

وقتی اعتماد به نفس نداشته باشیم ناخودآگاه چانه مان را کمی پایین تر از حد نرمال می گیریم. این کار بعد از مدتی شکل عادت به خود می گیرد و ژست طبیعی صورتمان می شود. به خاطر این عادت است که وقتی برای بار اول چانه تان را خیلی بالا نگه می دارید احساس ناشی بودن بهتان دست می دهد. اما دلیل آن فقط این است که به آن عادت ندارید، همین.

بالا نگه داشت چانه دو تاثیر خیلی قوی دارد:

1. به دیگران نشان می دهد که اعتماد به نفس بالایی دارید و برای خودتان احترام زیادی قائلید. اما چطور یک بالا نگه داشتن ساده چانه چنین تصوری در اطرافیان ایجاد می کند؟ داستان آن دراز است اما بیشتر به خاطر سمبل هایی است که ما بعنوان برخی انواع رفتار و شخصیت در ذهنمان داریم. نکته آخر این است که همه آنهایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، چانه هایشان را بالا می گیرند. و این هیچ استثنایی ندارد.

از طرف دیگر، پایین انداختن چانه همیشه نشانه بارز پایین بودن اعتماد به نفس است. و این ژست نه تنها به دیگران نشان می دهد که اعتماد به نفس پایینی دارید، به ذهن ناخودآگاه خودتان هم این پیام را می رساند و باعث می شود که اعتماد به نفسمان حتی پایینتر هم بیاید.

2. بالا نگه داشتن چانه باعث می شود احساس اعتماد به نفس بیشتری کنید. این یک مفهوم روانشناسی از مکتب رفتارگرایی است. این یک واقعیت شناخته شده روانشناسی است که برخی رفتارهای فیزیکی تولیدات شیمیایی درون مغز را تغییر می دهند. صاف ایستادن و بالا نگه داشتن چانه دقیقاً چنین رفتاری است و با چنین ژستی از درون احساس اعتماد به نفس بالاتری خواهید کرد.

تاثیر دوگانه این ژست آنرا به یکی از ساده ترین راه ها برای ایجاد اعتماد به نفس درونی و بیرونی تبدیل می کند. مشخص است که این دو تاثیر از همدیگر هم تغذیه می کنند و باعث می شود اعتماد به نفس شما بالا و بالاتر رود.

مهمترین چیزی که باید درمورد این ژست به یاد داشته باشید این است که هر روز آن را انجام دهید. تداوم کلید کار است. حتی وقتی تنها هستید اینکار را تمرین کنید.

و اما یک هشدار: دفعات اولی که با این ژست (یعنی صاف ایستادن و چانه را بالا گرفتن) در مجامع عمومی ظاهر می شوید ممکن است کمی احساس ناشی گری و خامی به شما دست دهد—انگار می خواهید خودتان را طوری وانمود کنید که نیستید. این مسئله باعث می شود که احتمالاً اعتماد به نفستان از زمان عادی هم پایینتر بیاید. اما نگران نباشید: این مسئله کاملاً متداول است و برای همه ما پیش می آید.

باید به راهتان ادامه دهید و بپذیرید که زمان می برد تا با این ژست جدیدتان خو بگیرید و باید درک کنید که ممکن است اول کار کمی برایتان سخت باشد. اما بدانید که این سختی و ناراحتی خیلی زود وقتی این ژست جدید برایتان شکل عادت درآمد برطرف می شود.

نکات بیشتر در رابطه با اعتماد به نفس

اعتماد به نفس پایین یکی از مخرب ترین عادات و قالب های فکری است که کسی می تواند داشته باشد. هرچقدر خودتان و توانایی هایتان را برای رسیدن به اهداف مختلف در زندگیتان پایینتر ببینید، متقاعد کردن دیگران برای خلاف آن سخت تر خواهد بود.

یکی از مهمترین و اصلی ترین ویژگی های یک فرد برای داشتن یک زندگی خوب و شاد این است که خود را بالا ببیند و به توانایی های خود برای رسیدن به بزرگترین دستاوردها ایمان داشته باشد.

هرچقدر بیشتر بتوانید خودتان را فردی ببینید که مهارت ها و ویژگی های لازم برای رسیدن به آرزوها و اهداف زندگی خود را دارد، دیگران هم بیشتر شما را آنطور می بینند. و این می تواند فرصت های زیادی برای خودتان و آینده تان پیش رویتان قرار دهد.

در زیر به چند نکته برای کمک به بالا بردن اعتماد به نفستان اشاره می کنیم:

1. به زمان هایی در گذشته فکر کنید که به خیلی از اهدافتان رسیده بودید. احساسی که آنزمان داشتید را به یاد آورید و همان لذت و رضایت را دوباره تجربه کنید.

2. از منطقه امنتان بیرون بیایید. گاهی اوقات یک کمی که خودتان را هل بدهید باعث می شود آزادی بیشتری احساس کنید و این می تواند کمکتان کند که اعتماد به نفس بیشتری در قسمت هایی که قبلاً نداشتید به دست آورید.

3. خودتان را تحسین کنید. اکثر افراد به اندازه کافی از خودشان تعریف و تمجید نمی کنند. هرچقدر بیشتر خودتان اینکار را بکنید، دیگران هم بیشتر تحسینتان می کنند.

از این سه نکته استفاده کنید و اجازه بدهید که حس اعتماد به نفس بالاتری را تجربه کنید. بدانید که شایسته تحسین هستید، لایق آن اعتماد به نفسید و موقعیت های عالی همه جا منتظر شماست.



گردآوری :گروه خبر چهل پنجره

منبع : mardoman.net

+ نوشته شده توسط نرگس در دوشنبه هشتم خرداد 1391 و ساعت 11:39 |

راه‌های مغابله با غرغر کردن

 

همه ما حالت‌های منفی داریم نکته این است که چطور آنها را تغییر دهیم. یکی از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم این است که با استفاده از روش‌هایی که انرژی منفی را به راه‌حل‌های مثبت تبدیل می‌کنند، مثبت بمانیم.

 

تاکنون با یک غرغرو کار کرده‌اید؟

آیا شخص غرغرویی را که همیشه با جریانی بی‌پایان از گفت‌وگوهای انتقادی همراه است، می‌شناسید؟

آیا متوجه شده‌اید این افراد زندگی را از وجود شما می‌مکند و لذت کار کردن و خوشی همراهی را از شما می‌گیرند؟

همه ما حالت‌های منفی داریم، نکته این است که چطور آنها را تغییر دهیم. همه ما در جاده موفقیت با حالت‌های منفی، انگل‌های انرژی و موانع متعدد روبه‌رو می‌شویم؛ به همین دلیل یکی از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانیم در زندگی‌مان انجام دهیم این است که با استفاده از روش‌هایی که انرژی منفی را به راه‌حل‌های مثبت تبدیل می‌کنند، مثبت بمانیم.

هدف، حذف همه غر زدن‌ها نیست بلکه حذف شکایت‌های بی‌مورد است و هدف بزرگ‌تر این است که شکایت‌های قانع‌کننده را به راه‌حل‌های مثبت تبدیل کنیم؛با این همه هر شکایت، فرصتی است برای تغییر نکته‌ای منفی به مثبت.

آدم‌های نادان را می‌توان با نوعی سرطان پوست موضعی مقایسه کرد؛ آنها پنهان نیستند، درست جلوی تو می‌ایستند و می‌گویند: "من اینجا هستم" در نتیجه شما می‌توانید به آسانی و به سرعت آنها را محو کنید. نوع خطرناک‌تری از سرطان وجود دارد که پیچیده و درونی است و پنهانی رشد می‌کند، گاهی آرام، گاهی سریع؛ ولی در هر صورت قابل درمان نیست؛ سرانجام تا جایی که بتواند پخش می‌شود و بدن را نابود می‌کند. برای یک شرکت غر زدن و منفی‌بافی کردن همانند این نوع سرطان عمل می‌کند.

 

سه ابزار برای این که غر نزنید:

١) "ولی"، فن مثبت

این راهکار ساده کمک می‌کند "شکایت‌ها" را به "افکار"، "راه‌حل‌ها" و "عملکردهای مثبت" تغییر دهی و این طور عمل می‌کند: هنگامی که تشخیص می‌دهی در حال غر زدن هستی به سادگی کلمه "ولی"را بگو و سپس فکر یا عملکردی مثبت به آن اضافه کن. مثال:

"میل ندارم برای رسیدن به محل کارم یک ساعت رانندگی کنم ولی سپاسگزارم که می‌توانم رانندگی کنم و شغلی دارم."

"از این‌که چاق شده‌ام بیزارم ولی احساس خوبی دارم چون قصد دارم ورزش کنم و درست غذا بخورم."

 

٢) باید به جای مجبور بودن بر توانایی داشتن تمرکز کنید

اغلب اوقات شکایت می‌کنیم و بر آن چه مجبور به انجامش هستیم؛ تمرکز می‌کنیم. ما چیزهایی شبیه این می‌گوییم: "مجبورم رانندگی کنم"، "من مجبورم این یا آن کار را انجام دهم". به جای این کار، دیدتان را تغییر داده، تشخیص دهید که مجبور به انجام کار نیستید. شما توانایی انجام کار‌ها را دارید، شما توانایی زیستن را دارید.

در حالی که بسیاری از مردم بیکارند شما توانایی رفتن به سر کار را دارید. شما توانایی رانندگی در ترافیک را دارید در حالی که بسیاری حتی ماشین ندارند یا آن قدر بیمارند که نمی‌توانند رانندگی کنند. بر آنچه که توانایی انجامش را دارید تمرکز کنید. به جای استرس بر نعمت‌هایی که دارید تمرکز کنید. بر شکرگزاری تمرکز کنید.

 

٣) شکایت‌ها را به راه حل‌ها تغییر دهید

هدف حذف شکایت‌ها نیست بلکه حذف شکایت‌های بدون ‌فکری است که در خدمت هدف بزرگ‌تری نباشند و اجازه دادن به خودنمایی شکایت‌هایی که منطقی و ارزشمندند. اولی منفی و دومی مثبت است، تفاوت در نیت است. با شکایت‌های بی‌مورد شما ندانسته، بر مشکلات تمرکز می‌کنید. با شکایت‌های منطقی، مشکل را شناسایی و آن شکایت، شما را به یک راه‌حل می‌رساند و آن وقت است که هر شکایتی به فرصتی برای تغییر مثبت تبدیل خواهد شد.

 

ما به دو دلیل مهم غر می‌زنیم:

١) ما غر می‌زنیم چون احساس بی‌قدرتی می‌کنیم.

٢) ما غر می‌زنیم چون عادت‌مان شده است.

شرایط اقتصادی، بنیاد بسیاری از خانواده‌ها را لرزانده و ما احساس بی‌قدرتی می‌کنیم و این امر ما را به عادت غر زدن هدایت می‌کند. بنابراین می‌خواهم شما را تشویق کنم روزه غر زدن بگیرید. نه به خاطر این که اطرافیان‌تان شاد‌تر می‌شوند، که قطعا همین طور خواهد شد، بلکه چون به شما کمک می‌کند شادی، آرامش، موفقیت و روابط مثبت را تجربه کنید.

 

٥ کاری که به جای شکایت و غر زدن می‌توانید انجام دهید»

این هم پنج موردی که شما به جای غر زدن می‌توانید انجام دهید. این نکات کمک خواهد کرد كه بدانید ناتوان نیستید. شما قدرت انتخاب باور‌ها و عملکرد‌هایتان را دارید و در تمرکزتان بر مثبت به جای منفی، ایمان، قدرت و اعتماد را برای غلبه بر چالش‌های زندگی و شناسایی راه‌حل‌هایی برای شکایت‌هایتان پیدا خواهید کرد.

 

تمرین سپاسگزاری

تحقیقات نشان می‌دهد هنگامی که در روز، سه موهبتی را که خدا به ما عطا کرده برشمریم میزان شادی‌مان بیشتر ‌شده و سبب بالا رفتن شور و اشتیاق و روحیه‌مان می‌شود. همچنین از نظر فیزیولوژی، همزمانی سپاسگزار بودن و استرس داشتن، غیرممکن است. ذهن‌مان نمی‌تواند همزمان دو فکر متضاد داشته باشد. اگر بر سپاسگزاری تمرکز کنید نمی‌توانید منفی باشید؛ همچنین می‌توانید با قدردانی از همکاران‌تان به آنها نیرو دهید و متعهدترشان کنید.

 

دیگران را تحسین کنید

به جای غر زدن درباره اشتباه‌های دیگران، بر آنچه درست انجام داده‌اند تمرکز کنید. آنها را تحسین کنید تا بیشتر موفقیت‌شان را مشاهده کنید. البته به خطا‌های‌شان اشاره کنید تا بتوانند یاد بگیرند و رشد کنند ولی مطمئن شوید به ازای هر یک بار انتقاد، سه بار تحسین‌شان کرده‌اید.

 

بر موفقیت تمرکز کنید

با خواندن یک مطلب مثبت شروع کنید. هر شب قبل از رفتن به رختخواب یک نکته عالی درباره روزتان بنویسید. یک مکالمه عالی، پیشرفت یا موفقیتی که به آن می‌بالید. بر موفقیت تمرکز کنید و با اشتیاق، منتظر فردا و خلق موفقیت‌های بیشتری باشید.

 

ر‌ها کنید

بر اموری که قدرت تغییرشان را دارید تمرکز کنید و چیزهایی را که ماورای کنترل‌تان است،‌‌ رها کنید. از این‌که با‌‌ رها کردن کنترل، همه چیز به طریقی حل می‌شود، شگفت‌زده خواهید شد.

 

دعا و مدیتیشن کنید

تحقیقات علمی نشان می‌دهد که این تمرین روزانه، میزان استرس را کاهش می‌دهد، انرژی مثبت را تقویت می‌کند و سلامتی، سرزندگی و طول عمر را بالا می‌برد. هنگامی که با میل به غر زدن روبه‌رو شدید یا احساس می‌کنید استرس‌تان زیاد شده، مکث کنید، در قدرت بی‌پایان غوطه‌ور شوید و نیرویی دوباره بگیرید.

مثبت یا منفی انتخاب با شماست: شکایت‌ها را به راه‌حل، نوآوری و موفقیت تبدیل کنید.

+ نوشته شده توسط نرگس در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 و ساعت 20:22 |

چهل عادت آدم‌های موفق


کرایگ هایپر؛ نویسنده، محقق، مقاله‌نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه‌ای است. در ۲۵ سال گذشته، او با کارهایش به‌عنوان یک کارشناس حرفه‌ای موفقیت در حوزه‌های شخصی و اجتماعی معرفی شده. هاپیر یک سایت هم درباره سخنرانی موثر دارد که در آن نوشته:
«من خواسته‌ام بخش‌های مهم کتاب‌های کمکی که تا به حال خوانده‌ام و تجربه‌هایی که در زندگی‌ام داشته‌ام را به صورت ۴۰ نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب‌هایی که در سطح جهانی فروخته می‌شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی‌ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود.» حالا این شما و این هم ۴۰ توصیه کرایگ هایپر. بخوانید و قضاوت کنید.



۱) فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.

۲) از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.

۳) روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

۴) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغ‌شان آید.

۵) مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

۶) سوالات درستی از خود می‌پرسند. سوال‌هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

۷) به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.

۸) سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

۹) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌کنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.

۱۰) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی می‌کنند و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان را انجام می‌دهند استرس کمتری داشته باشند.

۱۱) خودشان را با افرادی که با آنها هم‌فکر هستند متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند.

۱۲) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیک‌وار سپری شود.

۱۳) به وضوح و دقیقا می‌دانند که چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی‌ می‌کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

۱۴) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می‌کنند.

۱۵) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌‌کنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی‌دهند.

۱۶) آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می‌کنند. آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می‌گیرند.

۱۷) همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

۱۸) دقیقا می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

‌ ۱۹) ریسک‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسک‌های مالی، احساسی و شغلی.

‌۲۰) با مشکلات و چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ‌وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی‌کنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

‌۲۱) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

۲۲) وقتی بیشتر مردم کاری نمی‌کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می‌کنند.

۲۳) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

‌ ۲۴) ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها کار می‌کنند.

۲۵) برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌کنند برنامه‌شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

۲۶) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.

‌۲۷) ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌کنند.

‌۲۸) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می‌دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی‌ها خیال می‌کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

۲۹) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می‌روند که کمتر کسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.

‌۳۰) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می‌کنند و چه دارند و چه طور به نظر می‌رسند، توجهی ندارند.

۳۱) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا به خواسته‌هایشان برسند خوشحال می‌شوند.

۳۲) متواضع هستند و اشتباهات‌شان را با خوشحالی می‌پذیرند و به راحتی عذرخواهی می‌کنند. آنها از توانایی‌هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی‌شوند. آنها خوشحال می‌شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی‌شان لذت می‌برند.

۳۳) انعطاف‌پذیر هستند و تغییر را غنیمت می‌شمارند. وقتی وضعیتی پیش می‌آید که عادت‌ها و آسایش روزمره‌شان را بر هم می‌زند از آن استقبال می‌کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می‌پذیرند.

۳۴) همیشه سلامت جسمانی خود‌شان را در وضعیت مطلوبی نگه می‌دارند و می‌دانند که بدنشان خانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

۳۵) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می‌کنند و تنبلی نمی‌کنند.

۳۶) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

‌۳۷) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی‌کنند.

۳۸) وقت‌شان و انرژی‌شان را روی وضعیت‌هایی که از کنترل‌شان خارج‌ است صرف نمی‌کنند.

۳۹) کلید خاموش روشن دارند. می‌دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی‌شان لذت می‌برند و سرگرم می‌شوند.

۴۰) آموخته‌هایشان را تمرین می‌کنند. درباره تئوری‌های عجیب و غریب خیالبافی نمی‌کنند بلکه واقع‌بینانه زندگی می‌کنند
+ نوشته شده توسط نرگس در پنجشنبه چهارم فروردین 1390 و ساعت 18:46 |
از فاصله میترسی؟

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟
شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم.
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست میدهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد میزنیم؟ آیا نمیتوان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟

شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد سرانجام او چنین توضیح داد:
هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلبهایشان از یکدیگر فاصله میگیرد. آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟ آنها سر هم داد نمیزنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت میکنند. چرا؟ چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است.. فاصله قلبهاشان بسیار کم است استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى میافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند و فقط در گوش هم نجوا میکنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر میشود سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی نیاز میشوند و فقط به یکدیگر نگاه میکنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصلهاى بین قلبهاى آنها باقى نمانده باشد.
+ نوشته شده توسط نرگس در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 و ساعت 15:47 |


Powered By
BLOGFA.COM